پس از جدایی چگونه به احساساتم خاتمه بدهم؟

پیمان شکنی در زناشویی راهکارهایی برای مداخله
۱۳۹۵-۰۴-۲۹
چگونه افکار منفی خود را تغییر بدهیم؟
۱۳۹۵-۰۵-۱۷

پس از جدایی چگونه به احساساتم خاتمه بدهم؟

\”من تو را ترك مي كنم \” كلمات كمي وجود دارد كه كمتر از اين سه نوع قابل درك هستند. وقتي آنها از زندگي ما با خشم و يا در قالب يك پيامك و يا نوشته ياداشت با بي تفاوتي و هوشيارانه خارج مي شوند. او از خودش نامهرباني برجاي گذاشته است سپس ما در يك بحران جدايي سقوط مي كنيم ، سپس براي ما مدت طولاني لازم تا بر اين بحران غلبه بكنيم. فقط كسي كه در هنگام استوار بودن زندگي زناشويي ميتواند جدايي همسر را تحمل كند ،كه قلبا\” خودش از او خداحافظي كرده است. به وسيله جدايي دچار هيجان و التهاب سختي نميشود.
مراحل جدايي
تمام انسانها و خود همسرمان بعداز شوك جدايي از مراحل متفاوت عبور ميكنند. وقتي كه ازجدايي فروكش نمود اين مرحله را پشت سرنمود ديگه او زمان رو به جلو دارد. او اغلب درهنگام زمان زناشويي شروع كرده كه دوست داشتن در رفاقت را تغيير بدهد و جدا كند. مرحله اي كه بعد از اتمام زندگي زناشويي مي گذرد .مساوي است با مرحله ازدست دادن يك انسان توسط مردن كه تجربه ميشود. مراحل مختلف با اين چهار منطقه اخلال علامت گذاري ميشود. درافكار، احساس، رفتار عكس العمل جسمي . اين چهارمرحله متفاوت امكان دارد.
مرحله 1. نمي خواهيد قبول كنيد :شوك و انكار اولين مرحله نشانه اش توسط منكر و ناديده گرفتن نهايي از جدايي است.دراين مرحله اغلب احساس شوك و سر گيجه ميباشد. ما رفتار ميكنيم مانند روبات ويا عقيده داريم كه همه چيز مانند يك خواب ناجور مي باشد. كه از آن نياز داريم بعد از چند مدت بيدار شويم. و همه چيز دوباره درست ميشود. در اين مرحله تمنا ميكنيم شانس دوممان را براي زندگي زناشويي .
مرحله 2. به هم ريختن احساسات: نشانه اين مرحله بدون جهت يابي و نوسان حالت رواني ، احساس نااميدي ،خشم ، ترس، و تغيير دادن پي درپي نااميدي خود، در كنار آن ناراحتهاي بد ني نفوذ مي كند مانند ، خواب ، نا توانايي درك ، تمركز هواس و اخلال اشتها مانند نا آرامي داخلي.
 مرحله 3. Neuor :مرحله سوم نشانه بدين جهت است كه ما زندگي مان را بطور فعال درد ست بگيريم و آينده نگرباشيم. تفكر خيالي آواخر زندگي زناشويي ، ترس و دلتنگي بندرت نفوذ خواهد كرد.
مرحله چهارم .طرح جديد اوليه زندگي:ما به يك تعادل داخلي دست يافته ايم. ما طرح اوليه جديد و اعتمادبنفس جديد بدست آورديم ، اشياق و آگاهي مان نسبت به گذشته قويتر شده نسبت به گذشته. ما ميتوانيم آزادانه براي زندگي مان تنها بمانيم ، و يك زندگي زناشويي جديدي را ميتوانم تشخيص بدهم ( خيلي ها باور دارند كه ديوانه يا از نظر روحي مريض هستند ، وخودشان اين عكس العمل را نمي پذيرند).
چه كاري ميتوانند خودشان انجام بدهند تا تعادل داخلي شان را دوباره پيدا كنند؟
احساس خودشان را براي مدت زمان كوتاهي قبول كنند.
لطفا\” دلتنگ كسي نباشيد،آنطور عمل كنيد كه انگار چيزي رخ نداده است. وبطور كامل معمولي است كه شما در مدت زمان كوتاهي از تعادل بيرون هستيد. شما مي بايستي احساس خشمگين نانه بكنيد چونكه شما فكر مي كنيد همسرم اجازه نداشت مرا ترك بكنند. من به او خيلي چيزها دادم . اين ناخوشايند است ، او به من قول داده بود تا آخر زندگي مان مرا دوست خواهد داشت. او اجازه ندارد بچه ها را رها بكند ، احتمالا\” با خود ببرد. او بايستي به من شانس دومي بدهد. شما بايستي به خودتان نا اميد باشيد ، وقتي كه فكر مي كنيد همسرم ديگر مرا دوست ندارد. من دوست داشتني نيستم ، من نمي توانم همسري نگهه دارم. شما بايستي غمگين ، تنها و نا اميد باشيد در افكاري كه هستيد. گ هرگز من خوشبخت نخواهم شد. من بدون همسرم نمي توانم زندگي بكنم. همه چيز تمام شده . شما در افكارتان احساس مقصر بودن ميكنيد. من مي بايستي بيشتر براي همسرم انجام مي دادم، تا با من مهربانانه و دلسوزانه رفتار مي كرد.
بدن شما بايستي با اختلال غذا ، اختلال خواب ، سردرد ، و ناآرامي تمركز هواس اختلال در تونايي درك و غيره… عكس العمل نشان بدهد. چونكه شما به او علامت مي دهيد. كه خودتان در اولين خطر حضور داريد و تمام مرحله اوليه زندگي تان در تهديد است. احساس و عكس العمل جسمي شما در اين لحظه كاملا\” مناسب است. شما پي در پي بد نبال اميد هستيد. آرزو و آگاهي از گذشته ، شما به اين نتيجه رسيديد كه چگونه اين حالت را در اين لحظه ارزيابي كنيد. ترس نداشته باشيد شما احساستان را در كنترل داريد. همچنين اگر نمايان نشود. به اين خاطر ميتوانيد اينده موقعيت خودتان را تغيير بدهيد وقتي كه همسرتان ديگر برنگردد. و دوباره به زندگي كردن خشنود بشويد. بايستي براي مدت كوتاهي بپذيريد و به خودتان اطمينان كنيد كه احساس آسيب و درماندگي داريد.
احساستان را به بيان بياوريد:
احساسات شما درد آور هستند، خوب است كه آنها را بيان كنيد. با هر نيرو و اراده اي نميتوانيد جلوگيري كنيد. وقتي كه شما به آنها اجازه بدهيد شما كنترل خودتان را از دست نمي دهيد . شما دوباره مي توانيد به كريه كردن خا تمه دهيد .در دفتر خاطراتان از احساستان بنويسيد.و با مبتلايان ديگر در اينترنت عوض بكنيد. با دوستان ويا خانواده تان صحبت بكنيد. برويد در گروهاي خور درماني. با يك درمان شناس تماس بگيريد ويا مركز مشاوره. تمام راهها درست هستند تا زماني كه براي خودتان و ديكران خطري نداشته باشد.به موزيك گوش بدهيد تا احساس حركت يا هيجان بكنيد. شعر بنويسيد ويا احساستان را بصورت نقاشي بكشيد. به عبادت ويا طبيعت برويد ولي لطفا\”از مواد الكلي و داروي آرامبخش استفاده نكنيد. آنها براي مدت كوتاهي كمك ميكنند شما را گيج مي كنند. اما احساس بعداز تمام شدن اثرش دوباره برمي گردد. بعلاوه خطرناك است كه به آنها اعتياد پيدا كنيد. وقتي كه عادت به گيج كردن احساستان بكنيد.
رفتارتان را براي مدت كوتاهي بپذيريد:
شما در لحظه ايي بندرت بتوانيد خودتان را دوباره بشناسيد . شايد شما تا كنون عادت كرديد كه كمتر اشتباه بكنيد . دلسوز و صبور باشيد. متعادل غذا بخوريد و مورد اعتماد باشيد. وبه ظاهرتان توجه كنيد و غيره.. و فقط شما در مخالف رفتار مي كنيد . و خودتان را براي آن محكوم نمي كنيد. بله مي پذيريد كه شما كامل هستيد. شما ربات نيستيد. به اين شرايط خاضر عكس العمل نشان بدهيد . به رئيس و يا همكارتان اطلاع بدهيد كه شما در يك مرحله جدايي قرار داريد. به خودتان موقعيت ملايمي بدهيد و ازآرزوهايتان بگاهيد.
براي يك بار فقط زندگي بكنيد:
وقتي كه كاملا\” احساس ناتواني مي كنيد شايد هم به خودكشي فكر مي كنيد. و ثصميم بگيريد كه براي يك روز زندگي بكنيد . اين نظر كلي است و نيروي شما براي آن ميرسد.
خودتان را با دوست داشتني ها معالجه بكنيد
اگر هنوز برايتان سخت است سعي كنيد شما به چند تغذيه سالم توجه داشته باشيد در اين شرايط استرس بنوشيد شما 21 نوشيدني ( آب معدني- آب سبزيجات- يا چاي تازه و غيره…). در طي روز ميوه زياد بخوريد – سبزيجات – مواد غني شده- و محصولات لبني – از سيگار كشيدن صرفه نظر بكنيد .سعي كنيد حركت بدني را در تمام روز بسازيد. اين به شما كمك مي كند واكنش و خشم تان رات از بين ببرد. و همچنين بر افسردگي غلبه كند.
نمودار رسم كنيد:
اين سوالات زير به شما كمك مي كند كه چطور جايي را درك بكنيد.در جدايي هردو همسر شركت دارند بهتر است جوابتان را كوتاه بنويسيد.
1. چه عملي در آواخر زمان زندگي زناشويي ما بوده است؟
2. ما به هم اعتماد نداشتيم؟
3. من آماده بودم ، همسرم را قبول بكنم ، همانطور كه است؟
4. من از همسرم احساس قبول شدن مي كردم ؟
5. علاقه مندي مشترك در سرگرمي و تغييرات زندگي داشتيم؟
6.ميتوانستيم ما راجع كشمكش و نظرهاي متفاوت حرف بزنيم؟
7. مي توانستم شخصا\” شرح بدهم ؟
8. با هم شاد بوديم ؟
9. مي توانستم به همسرم اعتماد بكنم؟
10. اجازه ما داشتيم هردو زماني را براي خودمان تنها باشيم؟
11. وقتي كه ما با هم عصباني مي شديم راجع به آن با هم صحبت مي كرديم، عصبانيتمان را پنهان ميكرديم يا سعي مي كرديم هردو رنجيده بشويم؟
12. احساس مي كردم غلبه كردن بر قسمتي از زمان زندگي زنا شويي خوب است؟
وسعت ديدتان را تغيير بدهيد :
زماني كه شما با افكارتان هنوز درگير هستيد مانند همسرم اجازه ندارد …اين بدجنسي است و مرا غافلگير كرده بجاي آن اين افكار را در سر جانشين بكنيد. من حاضرم بپذيرم همسرم مرا ترك كرده است.من حاضرم بپذيرم كه همسرم خودش برخورد داشته است. درابتدا شما درمخاتف همه چيز مقاومت مي كنيد. بعد شما احساس خواهيد كرد كه خودتان را داريد غول ميزنيد . با ادامه دادن و تكرار كردن و تمرينات زياد احساس رضايت ميكنيد. هدف در اين نيست كه شما رفتار همسرتان را به خوبي نام ببريد فقط واقعيت را قبول كنيد كه شما براي گذشته نمي توانيد كاري انجام بدهيد. اگر چه براي شما درد آور است. در مواقعي كه به خودتان اغتراض مي كنيد در زندگي زناشويي كاراشتباهي انجام داديد درهمان لحظه افكارتان را در مخالف جهت آن قرار بدهيد. من حاضرم عذرخواهي بكنم من چيزي را كه برايم در گذشته امكان داشته به درستي انجام دادم. زماني كه شما هميشه فكر مي كنيد در زندگيتان هرگز عشق و شانس را تجربه نكرديد و هرگز ديگر همسري پيدا نخواهد شد . افكارتان را تغيير بدهيد و افكار كمكي را جانشين آن بكنيد .من دوست داشتني هستم .من همينطوري هستم كه هستم. واقعيت اين است كه خودش جدا شده و ربطي هم به آن ندارد كه من دوست داشتني هستم او خودش جدا شده . با آگاهي درپي شانس باشيد كه احتمالا\” شما را به جدايي مي آورد. از دادن چه چيزي به همسرتان باميل منصرف شديد ويا ناچيز شمارديد؟ با كدام دوستان مي خواستيد يكبار ديگر تماس داشته باشيد؟
زماني شما با افكار آگاهانه كه با آن ترس داشته باشيد .مانند من به تنهايي موفق نميشوم خيلي وحشتناك است وقتي آن را نتوانم تحمل بكنم ، اين ها را قطع بكنيد و جرات و شهامت در افكارتان جانشين بكنيد.
بخاطر بياوريد در چه چيزي تا كنون موفق بوده ايد. در پي تماس با انسانها يي باشيد كه آنها هم همينطور جدايي را پشت سر گذاشتن و براي شما يك مدل مثبت ميتوانند باشند. از حودتان سوال بكنيد كدام مشاوره و يا متخصص ميتواند شما را حمايت بكند و كجا و چطور شما ضروري ميدانيد كه ميتوانيد ثبت نام بكنيد. چيزي كه ديگران موفق شدن شما هم ميشويد.
زمان بخودتان بدهيد:
شما بايستي كاملا\” نقش هاي جديدي را ياد بگيريد كه بر روي آن اگثرا\” خوب آمادگي نداريد. چونكه شما با يك جدايي حساب نكرديد. شما بايستي خيلي ازدست بدهيد تا به توافق جديد برسيد.
1. ازدست دادن همسر
2. از دست دادن طرهاي مشترك
3. از دست دادن نقش همسر(زن يا مرد)
4. ازدست دادن محبوب
5. از دست دادن وضعيت
6. احتمالا\” از دست دادن بچه از دست دادن خانه
7.ازدست دادن وضعيت مالي
8.از دست دادن دوستان
در ابتدا ميدانيد شما كه چه چيز موردپسندتان است پس بايستي انر‍‍ژي بگذاريد چطوري من ديده ميشوم بدون…؟ كجا مي توانم بجاي آن رضايتم را بدست بياورم؟

گردآوری و ارسال:توسط نسترن بلک شاهی کارشناس ارشد راهنمایی و مشاوره
علیرضا صدیق منش | روانشناس و مشاور
علیرضا صدیق منش | روانشناس و مشاور
دانش آموخته روانشناسی و مشاوره، 12 سال سابقه، سپری کردن دوره های توانبخشی شناختی و علوم اعصاب، مشاور مرکز پژوهشی علوم اعصاب دانشگاه شهید بهشتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *