
دیله گب ۶ برگزار شد؛ ششمین نشست از مجموعه کافه نشینیهایی که در آن افراد دور یک میز مینشینند تا درباره تجربههای زندگی، دغدغهها و پرسشهایی که معمولاً فرصت گفتوگو دربارهشان پیدا نمیکنیم، با یکدیگر صحبت کنند.
موضوع این نشست به یکی از تجربههای آشنای زندگی پرداخت: چیزهایی که مدتهاست با خودمان حمل میکنیم، حتی وقتی شاید دیگر نیازی به حمل کردنشان نداشته باشیم.
گاهی یک رابطه تمام شده است، اما ذهن ما هنوز درگیر آن است.
گاهی یک اتفاق سالها قبل رخ داده، اما احساس مرتبط با آن همچنان همراه ماست.
گاهی هم چیزی که حمل میکنیم، یک خاطره یا اتفاق بیرونی نیست؛ بلکه احساس گناه، یک حرف ناگفته، یک شکست یا تصویری است که سالها از خودمان ساختهایم.
دیلهگب ۶ فرصتی بود برای اینکه شرکتکنندگان درباره همین تجربهها صحبت کنند و از زاویههای متفاوت به مفهوم «رها کردن» نگاه کنند.
تسهیلگر این نشست علیرضا صدیقمنش، روانشناس و دانشآموخته روانشناسی مثبت از دانشگاه پنسیلوانیا بود.
اگر هنوز با دیلهگب آشنا نیستید، پیشنهاد میکنیم ابتدا مقاله مادر «دیله گب | کافه نشینی با روانشناس، گفتگوی آزاد و دورهمی اجتماعی در گیلان» را بخوانید. در آن مقاله توضیح دادهایم دیلهگب چیست، چه چیزی نیست و چرا شکل گرفته است.
فهرست مطالب
📅 تاریخ برگزاری:
چهارشنبه 7 مردادماه 1405
🧠 موضوع نشست:
از سنگینی گذشته تا رهایی
🎙️ تسهیلگر:
علیرضا صدیقمنش (روانشناس مثبت از دانشگاه پنسیلوانیا)
⏰ مدت زمان:
۲ ساعت
📚 مفاهیم علمی مطرحشده:
اثر زایگارنیک، اهمیت گذشته، گفتگو با خود، توجه به لحظه حال
در ششمین نشست، گفتگو حول یک پرسش ساده اما عمیق شکل گرفت:
چه چیزهایی را با خودمان حمل میکنیم که شاید دیگر لازم نباشد؟
هدف دیله گب ۶ این نبود که شرکتکنندگان در همان جلسه برای زندگی خود تصمیمهای بزرگ بگیرند یا گذشته را بهسرعت کنار بگذارند.
اتفاقاً یکی از نکات مهم گفتگو این بود که رها کردن همیشه به معنای فراموش کردن نیست.
بعضی تجربهها بخشی از زندگی ما هستند و قرار نیست حذف شوند. مسئله زمانی شکل میگیرد که یک اتفاق تمامشده، همچنان بخش بزرگی از توجه، انرژی یا زندگی امروز ما را اشغال کند.
همین نگاه باعث شد گفتگوها در دیله گب ۶ از «گذشته» به رابطه ما با گذشته برسند؛ اینکه چه چیزی را نگه داشتهایم، چرا نگه داشتهایم و آیا هنوز انتخاب میکنیم آن را با خودمان حمل کنیم یا نه.
یکی از بخشهای آغازین گفتگو در دیله گب ۶، روایت معروف دو راهب و رودخانه بود.
در این داستان، یکی از راهبها زنی را از رودخانه عبور میدهد و سپس مسیر خود را ادامه میدهد. راهب دیگر اما ساعتها بعد همچنان درگیر این اتفاق است.
راهب پیر به او یادآوری میکند که خودش زن را همان کنار رودخانه زمین گذاشته، اما راهب جوان هنوز او را با خود حمل میکند.
این داستان، استعاره سادهای برای موضوع نشست فراهم کرد.
گاهی یک اتفاق در زندگی ما به پایان رسیده است، اما ذهنمان همچنان آن را با خود حمل میکند.
همین تفاوت میان آنچه در گذشته اتفاق افتاده و آنچه هنوز در ذهن ما ادامه دارد، یکی از محورهای مهم گفتگوی دیلهگب ۶ بود.
در کنار روایت و تجربههای شخصی، یکی از مفاهیم روانشناختی مرتبط با موضوع نشست دیله گب ۶ نیز مطرح شد: اثر زایگارنیک.
این مفهوم به این ایده اشاره دارد که ذهن انسان ممکن است فعالیتها و موقعیتهای ناتمام را بیشتر از امور تمامشده در ذهن نگه دارد.
از این زاویه، میتوان بهتر فهمید چرا بعضی گفتگوهای ناتمام، تصمیمهای بلاتکلیف یا رابطههای حلنشده میتوانند مدتها ذهن ما را درگیر کنند.
البته نباید از این مفهوم نتیجه گرفت که هر چیزی که هنوز به آن فکر میکنیم، الزاماً یک «کار ناتمام» است یا باید فوراً آن را رها کنیم.
تفکر نقادانه در روانشناسی مهم است: یک پژوهش یا یک مفهوم علمی قرار نیست تمام پیچیدگی تجربه انسانی را توضیح دهد.
در دیلهگب نیز قرار نبود برای تجربههای شخصی افراد یک نسخه علمی آماده ارائه شود؛ هدف، ایجاد فرصتی برای فکر کردن و گفتگو بود.
در ادامه نشست دیله گب ۶، شرکتکنندگان از تجربههایی گفتند که هرکدام به شکلی با مفهوم «حمل کردن» ارتباط داشت.
برای بعضیها، این بار میتوانست یک خاطره باشد.
برای دیگری، رابطهای که سالها پیش تمام شده بود.
فردی ممکن بود از احساس گناه صحبت کند و دیگری از شکستی که هنوز بخشی از نگاهش به خودش را شکل میدهد.
وجه مشترک این روایتها این نبود که همه باید به یک نتیجه برسند.
برعکس؛ یکی از ارزشهای چنین گفتگویی این است که میفهمیم آدمهای مختلف ممکن است با تجربههای کاملاً متفاوت، احساسات مشابهی را تجربه کنند.
گاهی شنیدن روایت یک نفر باعث میشود به بخشی از زندگی خودمان فکر کنیم که مدتهاست به آن توجه نکردهایم.
شاید همین یکی از مهمترین اتفاقهایی باشد که در یک گفتگوی واقعی میتواند رخ دهد.
یکی از نکات مهم دیلهگب ۶ این بود که «رها کردن» نباید به یک توصیه کلی و ساده تبدیل شود.
گاهی تحمل کردن، ماندن و مسئولیتپذیری انتخابهای ارزشمندی هستند.
اما گاهی هم چیزی را فقط به دلیل عادت، ترس یا احساس وظیفه با خود حمل میکنیم.
شاید سؤال مفیدتر این نباشد که:
«چطور همه گذشته را فراموش کنم؟»
بلکه این باشد:
«آیا هنوز لازم است این را با خودم حمل کنم؟»
همین سؤال ساده میتواند شروع یک تأمل جدی باشد.
در پایان گفتگو دیله گب ۶، به جای توصیه برای ایجاد تغییرات بزرگ، یک تمرین ساده مطرح شد:
هر روز از خودمان بپرسیم:
«امروز چه چیزی را با خودم حمل میکنم که لازم نیست حمل کنم؟»
گاهی فقط دیدن یک مسئله، اولین قدم برای روبهرو شدن آگاهانه با آن است.
در دیله گب ۶ اشاره شد که نوشتن چیزهایی که احساس میکنیم شاید زمان زمین گذاشتنشان رسیده نیز میتواند کمک کند تا افکار مبهم، شکل روشنتری پیدا کنند.
با وجود حضور یک روانشناس به عنوان تسهیلگر، دیلهگب کلاس آموزشی، جلسه مشاوره یا گروهدرمانی نیست.
در این نشستها قرار نیست برای شرکتکنندگان تشخیص یا نسخه شخصی ارائه شود.
نقش تسهیلگر، ایجاد و حفظ فضای گفتگو، کمک به مشارکت افراد و مراقبت از چارچوب جلسه است.
اگر میخواهید بیشتر بدانید دیلهگب چگونه شکل گرفته و چه تفاوتی با کلاس، مشاوره و دورهمیهای معمول دارد، میتوانید به مقاله دیله گب مراجعه کنید.
برگزاری دیلهگب بخشی از مسئولیت اجتماعی مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی صدیقمنش است.
به همین دلیل، شرکت در نشستهای دیلهگب رایگان است و هزینهای بابت حضور دریافت نمیشود.
از آنجا که این نشستها در کافه برگزار میشوند، هر شرکتکننده هزینه سفارش شخصی خود را مستقیماً به کافه پرداخت میکند.
ظرفیت نشستها نیز محدود است و حضور در آنها با ثبتنام و هماهنگی قبلی انجام میشود.
اگر دوست دارید در نشستهای بعدی دیلهگب شرکت کنید، میتوانید صفحه اینستاگرام علیرضا صدیقمنش را دنبال کنید.
تاریخ برگزاری، نحوه ثبتنام و ظرفیت نشستهای آینده از طریق این صفحه اطلاعرسانی خواهد شد.
اینستاگرام:
https://instagram.com/sedighmanesh
شاید رها کردن به این معنا نباشد که گذشته را پاک کنیم.
شاید گاهی فقط لازم باشد جای گذشته را در زندگی امروزمان دوباره مشخص کنیم.
بعضی چیزها ارزش نگه داشتن دارند.
بعضی چیزها نیاز به پذیرفتن دارند.
و بعضی چیزها شاید فقط به این دلیل هنوز همراه ما هستند که هیچوقت از خودمان نپرسیدهایم آیا واقعاً میخواهیم همچنان آنها را حمل کنیم یا نه.
دیلهگب ۶ با همین سؤال به پایان رسید:
آیا هنوز لازم است این را با خودم حمل کنم؟
شاید گاهی سبکتر شدن، از کم شدن بار زندگی شروع نشود؛ از انتخاب آگاهانه چیزی شروع شود که دیگر نمیخواهیم با خودمان حمل کنیم.
هر دیلهگب، روایت خودش را دارد. گاهی یک جمله کوتاه میتواند حالوهوای یک گفتگوی طولانی را به یادمان بیاورد. آنچه در ادامه میخوانید، نقلقول مستقیم شرکتکنندگان نیست؛ بلکه بازآفرینی صادقانهای از مضمون گفتگوهای دیله گب ۶ است.
💬 «شاید بعضی چیزها تمام شده باشند، اما ذهن ما هنوز آنها را تمامشده نمیداند.»
💬 «گاهی چیزی که خستهمان میکند، خود اتفاق نیست؛ فکر کردن مداوم به اتفاقی است که گذشته.»
💬 «رها کردن شاید به معنی فراموش کردن نباشد؛ شاید یعنی تصمیم بگیریم دیگر اجازه ندهیم گذشته تمام امروزمان را اشغال کند.»
💬 «بعضی بارها را سالها حمل میکنیم، فقط چون هیچوقت از خودمان نپرسیدهایم آیا هنوز لازم است آنها را نگه داریم.»
💬 «شاید اولین قدم برای سبکتر شدن، فقط دیدن چیزی باشد که مدتهاست با خودمان حمل میکنیم.»