
دیله گب ۵ چهارشنبه 31 تیرماه 1405 برگزار شد؛ نشستی که این بار یکی از رایجترین تجربههای زندگی امروز را به موضوع اصلی گفتگو تبدیل کرد؛ اینکه چرا آنقدر خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم؟
شاید همه ما این تجربه را داشته باشیم؛ چند دقیقه در شبکههای اجتماعی گشت میزنیم، عکسها و موفقیتهای دیگران را میبینیم و ناگهان، بدون اینکه اتفاق خاصی در زندگیمان افتاده باشد، احساس میکنیم چیزی کم داریم.
چرا چنین احساسی ایجاد میشود؟
آیا مشکل از اینستاگرام و شبکههای اجتماعی است یا مغز انسان از ابتدا برای مقایسه کردن طراحی شده است؟
پنجمین کافهنشینی با روانشناس با تسهیلگری علیرضا صدیق منش، روانشناس مثبت از دانشگاه پنسیلوانیا برگزار شد و این پرسشها، نقطه آغاز گفتگویی شدند که شرکتکنندگان را از نظریه مقایسه اجتماعی لئون فستینگر تا مفهوم FOMO (ترس از جا ماندن) و (JOMO) لذت جا ماندن همراه کرد.
مانند نشستهای گذشته، هدف دیله گب ۵ آموزش مستقیم یا ارائه نسخهای آماده برای زندگی نبود؛ بلکه تلاش شد فضایی فراهم شود تا افراد تجربههای شخصی خود را روایت کنند، از نگاه دیگران بیاموزند و درباره یکی از مهمترین چالشهای زندگی در عصر شبکههای اجتماعی، عمیقتر فکر کنند.
اگر برای نخستین بار با دیله گب آشنا شدهاید، پیشنهاد میکنیم ابتدا مقاله «دیله گب | کافهنشینی با روانشناس، گفتگوی آزاد و دورهمی اجتماعی در گیلان» را مطالعه کنید. در آن مقاله، درباره فلسفه شکلگیری دیله گب، اهداف، قوانین و تفاوت آن با کلاس آموزشی، جلسه مشاوره و گروهدرمانی توضیح دادهایم.
همچنین اگر گزارش نشستهای قبلی را نخواندهاید، پیشنهاد میکنیم مطالب دیله گب ۱، دیله گب ۲، دیله گب ۳ و دیله گب ۴ را نیز مطالعه کنید تا روند شکلگیری این جامعه گفتگومحور را بهتر دنبال کنید.
فهرست مطالب
📅 تاریخ برگزاری:
چهارشنبه 31 تیر ۱۴۰۵
🧠 موضوع نشست:
مقایسه اجتماعی، FOMO و آرامش ذهن
🎙️ تسهیلگر:
علیرضا صدیقمنش (روانشناس مثبت از دانشگاه پنسیلوانیا)
⏰ مدت زمان:
۲ ساعت
📚 مفاهیم علمی مطرحشده:
نظریه مقایسه اجتماعی، FOMO، JOMO، پژوهشهای لئون فستینگر و جاناتان هایت
در ابتدای جلسه، از شرکتکنندگان خواسته شد خودشان را معرفی کنند؛ اما این بار معرفی با یک سؤال متفاوت همراه بود:
اگر امروز جلد یک کتاب بودید، روی جلدتان چه عنوانی نوشته میشد؟
پاسخها، متنوع و گاهی غافلگیرکننده بودند.
برخی عنوانهایی امیدوارکننده انتخاب کردند، بعضی از سردرگمیهای این روزهایشان گفتند و عدهای نیز با نگاهی طنزآمیز، حالوهوای زندگی خود را توصیف کردند.
همین سؤال ساده، فضای گفتگو را صمیمیتر کرد و نشان داد هر انسانی، داستانی دارد که دیگران معمولاً از آن خبر ندارند.
پس از این بخش، موضوع اصلی نشست مطرح شد؛ چرا انسانها خودشان را با دیگران مقایسه میکنند؟
برای شروع گفتگو، به یکی از تأثیرگذارترین پژوهشهای روانشناسی اجتماعی اشاره شد.
در سال ۱۹۵۴، روانشناس آمریکایی لئون فستینگر (Leon Festinger) نظریهای را مطرح کرد که بعدها به نام نظریه مقایسه اجتماعی (Social Comparison Theory) شناخته شد.
او پرسشی ساده اما عمیق مطرح کرد:
چرا انسانها، حتی زمانی که هیچ مسابقهای وجود ندارد، باز هم خودشان را با دیگران مقایسه میکنند؟
فستینگر توضیح داد که ما برای اندازهگیری بسیاری از ویژگیهای خود، معیارهای مشخصی داریم.
برای قد، وزن یا دمای بدن، ابزار اندازهگیری وجود دارد.
اما برای موفقیت، خوشبختی، جذاب بودن یا رضایت از زندگی، معیار دقیقی در اختیار نداریم.
به همین دلیل، مغز انسان برای قضاوت درباره خودش، ناخواسته به دیگران نگاه میکند.
جملهای که در ابتدای گفتگوی آن شب مطرح شد، خلاصهای از همین نظریه بود:
«انسانها برای شناخت خودشان، به دیگران نگاه میکنند.»
این جمله، نقطه شروع بحثی شد که خیلی زود به تجربههای روزمره شرکتکنندگان و نقش شبکههای اجتماعی در زندگی امروز رسید.
یکی از سؤالهایی که در جلسه دیله گب ۵ مطرح شد، این بود:
اگر لئون فستینگر امروز اینستاگرام را میدید، فکر میکنید چه نظری میداد؟
این سؤال، گفتگوی جالبی را میان شرکتکنندگان شکل داد.
بسیاری از افراد گفتند که گاهی تنها چند دقیقه حضور در شبکههای اجتماعی کافی است تا احساس کنند از دیگران عقب افتادهاند؛ در حالی که پیش از باز کردن تلفن همراه، چنین احساسی نداشتند.
عدهای نیز از تجربههایی گفتند که بعدها متوجه شده بودند زندگی افرادی که در فضای مجازی بسیار ایدهآل به نظر میرسید، در واقع با چالشهای زیادی همراه بوده است.
همین روایتها، مسیر گفتگو دیله گب ۵ را به سمت مفهومی برد که امروزه بسیاری از ما آن را تجربه میکنیم؛ ترس از جا ماندن یا همان FOMO
پس از معرفی نظریه مقایسه اجتماعی، گفتگو از فضای نظری فاصله گرفت و به تجربههای واقعی شرکتکنندگان رسید.
یکی از نخستین پرسشهایی که مطرح شد، این بود:
«تا به حال شده بعد از چند دقیقه گشتن در شبکههای اجتماعی، بدون اینکه اتفاق خاصی افتاده باشد، احساس خوبی نداشته باشید؟»
تقریباً همه افراد تجربهای مشابه داشتند.
بعضی از شرکتکنندگان گفتند که بعد از دیدن سفرها، موفقیتها یا سبک زندگی دیگران، احساس میکنند در زندگی خودشان اتفاق مهمی رخ نمیدهد.
عدهای نیز توضیح دادند که حتی وقتی از نظر منطقی میدانند آنچه در شبکههای اجتماعی دیده میشود، فقط بخشی از واقعیت است، باز هم نمیتوانند از تأثیر احساسی آن فرار کنند.
همین تجربههای مشترک، نشان داد که مقایسه اجتماعی فقط یک مفهوم دانشگاهی نیست؛ بلکه بخشی از زندگی روزمره بسیاری از ما شده است.
یکی از سؤالهای متفاوت در دیله گب ۵، به تجربه روزهایی برمیگشت که اینترنت برای مدت طولانی محدود یا قطع شده بود.
از شرکتکنندگان پرسیده شد:
«در آن مدت، بیشتر از همه چه چیزی را از دست دادید؟»
پاسخها متنوع بود.
برخی از قطع ارتباط با دوستان یا دسترسی نداشتن به اخبار گفتند.
عدهای از محدود شدن کسبوکارشان صحبت کردند.
اما سؤال دوم، مسیر گفتگو را تغییر داد:
«در همان مدت، به چه چیزهایی رسیدید که شاید اگر همیشه آنلاین بودید، فرصت تجربه کردنشان را پیدا نمیکردید؟»
اینجا بود که روایتهای متفاوتی شنیده شد.
برخی گفتند کتابهای نیمهتمام خود را خواندند.
بعضی زمان بیشتری را با خانواده گذراندند.
عدهای دوباره به پیادهروی، ورزش یا سرگرمیهایی برگشتند که مدتها کنار گذاشته بودند.
این بخش از گفتگو دیله گب ۵، یادآوری مهمی داشت؛ گاهی فاصله گرفتن از جریان مداوم اطلاعات، فقط به معنای از دست دادن نیست؛ بلکه فرصتی برای دوباره پیدا کردن بخشهایی از زندگی است که آرامآرام فراموش شدهاند.
در ادامه نشست، یکی از پژوهشهای سالهای اخیر روانشناسی مطرح شد.
در این بخش، به تحقیقات جاناتان هایت (Jonathan Haidt) اشاره شد؛ پژوهشگری که روند سلامت روان نوجوانان و جوانان را در سالهای مختلف بررسی کرده است.
بر اساس یافتههای او، از حدود سال ۲۰۱۲ و همزمان با فراگیر شدن تلفنهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، در بسیاری از کشورها میزان اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی و رفتارهای خودآسیبرسان افزایش قابل توجهی داشته است.
البته هایت تأکید میکند که مسئله، صرفاً وجود شبکههای اجتماعی نیست.
پرسش اصلی این است که مغز انسان برای مقایسه با چه تعداد انسان تکامل یافته است؟
در طول بخش بزرگی از تاریخ بشر، هر فرد زندگی خود را با گروه کوچکی از اطرافیانش مقایسه میکرد.
امروز اما ممکن است تنها در چند دقیقه، زندگی صدها یا هزاران نفر را ببینیم؛ افرادی که هر کدام بهترین لحظههای زندگی خود را به نمایش گذاشتهاند.
همین موضوع، بحث جالبی میان شرکتکنندگان دیله گب ۵ ایجاد کرد.
پاسخها یکسان نبود، اما تقریباً همه افراد بر یک نکته توافق داشتند؛ وقتی استفاده از شبکههای اجتماعی آگاهانه نباشد، مقایسه کردن بسیار آسانتر و آرامش ذهن بسیار دشوارتر میشود.
در ادامه دیله گب ۵، یکی از مفاهیمی که این روزها زیاد درباره آن صحبت میشود، معرفی شد.
FOMO مخفف عبارت Fear of Missing Out است؛ یعنی ترس از جا ماندن.
این احساس زمانی ایجاد میشود که تصور میکنیم دیگران در حال تجربه زندگی بهتر، موفقیت بیشتر یا فرصتهای ارزشمندتری هستند و ما از آنها عقب ماندهایم.
شرکتکنندگان مثالهای زیادی از تجربه FOMO مطرح کردند.
گاهی فقط دیدن عکس یک سفر، موفقیت شغلی یا حتی دورهمی دوستانه کافی است تا ذهن شروع به مقایسه کند.
در حالی که آنچه دیده میشود، معمولاً تنها بخش کوچکی از واقعیت زندگی افراد است.
شاید یکی از مهمترین نکات این بخش از گفتگو، این بود که ما معمولاً ویترین زندگی دیگران را میبینیم، اما پشتصحنه زندگی خودمان را زندگی میکنیم.
همین تفاوت، مقایسه را ناعادلانه میکند.
یکی از آخرین پرسشهای این بخش از دیله گب ۵، شرکتکنندگان را به فکر فرو برد.
از آنها پرسیده شد:
«اگر قرار باشد فقط در یک بخش از زندگی، کمتر خودتان را با دیگران مقایسه کنید، آن بخش کدام است؟»
پاسخها بسیار متنوع بود.
برخی از ظاهر و سبک زندگی گفتند.
عدهای موفقیت شغلی را مطرح کردند.
بعضی نیز اعتراف کردند که بیشتر از هر چیز، خودشان را در سرعت پیشرفت با دیگران مقایسه میکنند.
نکته جالب این بود که تقریباً همه افراد احساس میکردند اگر این مقایسهها کمتر شود، آرامش بیشتری را تجربه خواهند کرد.
و شاید همین، پلی بود برای ورود به مفهوم دیگری که در پایان نشست درباره آن صحبت شد؛ JOMO یا لذت از جا ماندن؛ نگاهی که بهجای رقابت دائمی با دیگران، بر انتخاب آگاهانه و زندگی کردن بر اساس ارزشهای شخصی تأکید میکند.
در پایان نشست دیله گب ۵، گفتگو به مفهومی رسید که شاید کمتر از FOMO درباره آن شنیده باشیم؛ JOMO یا Joy of Missing Out.
اگر FOMO به ترس از جا ماندن اشاره دارد، JOMO از لذت انتخاب آگاهانه حرف میزند؛ اینکه لازم نیست در همه جمعها حضور داشته باشیم، همه خبرها را بدانیم یا هر لحظه زندگی دیگران را دنبال کنیم.
شرکتکنندگان درباره این موضوع گفتگو کردند که آرامش، همیشه از بیشتر دیدن و بیشتر دانستن به دست نمیآید.
گاهی آرامش از جایی آغاز میشود که تصمیم میگیریم بخشی از هیاهوی اطراف را کنار بگذاریم و توجه بیشتری به زندگی واقعی خودمان داشته باشیم.
همین نگاه، مسیر جمعبندی جلسه را شکل داد؛ اینکه شاید کیفیت زندگی، بیش از آنکه به تعداد تجربههای ما وابسته باشد، به کیفیت توجهی بستگی دارد که به همان تجربهها میدهیم.
در پایان دیله گب ۵، تلاش شد نخ تسبیح همه گفتگوهای آن شب کنار هم قرار بگیرد.
گفتگوها نشان دادند که:
شاید مهمترین نتیجه آن شب این بود که هدف، حذف کامل مقایسه نیست؛ زیرا مقایسه بخشی از سازوکار طبیعی ذهن انسان است.
آنچه میتوانیم تغییر دهیم، شیوه مواجهه با این مقایسهها و آگاهانهتر زندگی کردن است.
در پایان جلسه دیله گب ۵، دو منبع برای مطالعه بیشتر معرفی شد.
نویسنده: بری شوارتز (Barry Schwartz)
در این کتاب، نویسنده توضیح میدهد که چرا داشتن گزینههای بیشتر، همیشه به رضایت بیشتر منجر نمیشود و چگونه مقایسه مداوم میان انتخابهای مختلف میتواند احساس رضایت و آرامش را کاهش دهد.
این مستند نشان میدهد شبکههای اجتماعی چگونه برای جلب توجه کاربران طراحی شدهاند و این طراحی چه تأثیری بر تصمیمها، رفتارها و سلامت روان ما میگذارد.
تماشای این مستند میتواند نگاه عمیقتری نسبت به نقش فناوری در شکلگیری مقایسه اجتماعی ایجاد کند.
در ابتدای جلسه اشاره شد که از همان روز نخست، دیله گب به عنوان فضایی برای گفتگو و تبادل تجربه شکل گرفته است، نه یک کلاس آموزشی.
با این حال، بسیاری از شرکتکنندگان در نشستهای گذشته درخواست کرده بودند که درباره موضوعات مطرحشده، آموزشهای عمیقتر و کاربردیتری نیز ارائه شود.
به همین دلیل، در پایان این نشست، از برگزاری کارگاه «از فکر و خیال تا آرامش؛ مدیریت ذهن ناآرام در روزگار سخت» خبر داده شد.
در این کارگاه، برخلاف دیله گب که بر گفتگو و تجربه استوار است، قرار است ابزارها، تمرینها و راهکارهای علمی مدیریت ذهن و هیجانها بهصورت عملی آموزش داده شوند.
با وجود اینکه تسهیلگر این نشست علیرضا صدیقمنش، روانشناس مثبت از دانشگاه پنسیلوانیا است، دیله گب نه کلاس آموزشی است، نه جلسه مشاوره و نه گروهدرمانی.
نقش تسهیلگر، ایجاد فضایی امن، هدایت گفتگو، مدیریت زمان و کمک به مشارکت همه افراد است تا هر شرکتکننده بتواند تجربهها، دیدگاهها و پرسشهای خود را در فضایی محترمانه مطرح کند.
اگر دوست دارید بیشتر با فلسفه شکلگیری این رویداد آشنا شوید، پیشنهاد میکنیم مقاله «دیله گب | کافهنشینی با روانشناس، گفتگوی آزاد و دورهمی اجتماعی در گیلان» را مطالعه کنید. در آن مقاله، درباره اهداف، قوانین و شیوه برگزاری دیله گب توضیح دادهایم.
برگزاری دیله گب، بخشی از مسئولیت اجتماعی مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی صدیق منش است.
به همین دلیل، حضور در این رویداد کاملاً رایگان است و هیچ هزینهای بابت شرکت در نشست دریافت نمیشود.
از آنجا که دیله گب در کافه برگزار میشود، هر شرکتکننده تنها هزینه سفارش شخصی خود را مستقیماً به کافه پرداخت میکند.
برای حفظ کیفیت گفتگوها و ایجاد فرصت مشارکت برای همه افراد، ظرفیت هر نشست محدود است و حضور در آن تنها با هماهنگی و ثبتنام قبلی امکانپذیر خواهد بود.
اگر دوست دارید در دیله گبهای آینده حضور داشته باشید، صفحه اینستاگرام علیرضا صدیق منش را دنبال کنید.
اطلاعیه ثبتنام، زمان برگزاری نشستها، ظرفیت باقیمانده و اخبار مربوط به دیله گب از طریق این صفحه منتشر میشود.
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/sedighmanesh
پنجمین دیله گب نشان داد که مقایسه کردن، بخشی طبیعی از ذهن انسان است؛ اما وقتی این مقایسه، معیار ارزشمندی ما شود، آرامآرام آرامشمان را نیز با خود میبرد.
شاید لازم نباشد همهچیز را کنار بگذاریم یا از دنیای دیجیتال فاصله بگیریم.
شاید فقط کافی باشد گاهی از خودمان بپرسیم:
آیا آنچه امروز برایش تلاش میکنم، واقعاً خواسته خود من است یا نتیجه مقایسه با دیگران؟
شاید پاسخ این سؤال، آغاز مسیر آرامتری باشد؛ مسیری که در آن، به جای دنبال کردن نسخه ویرایششده زندگی دیگران، فرصت بیشتری برای ساختن زندگی خودمان پیدا کنیم.
همانطور که جملهای که معمولاً به تئودور روزولت نسبت داده میشود، یادآوری میکند:
«مقایسه، دزد شادی است.»
هر دیله گب، روایت خودش را دارد. گاهی یک سؤال ساده، گفتگویی را آغاز میکند که ساعتها در ذهن آدم میماند. آنچه در ادامه میخوانید، نقلقول مستقیم شرکتکنندگان نیست؛ بلکه بازآفرینی صادقانهای از حالوهوای پنجمین دیله گب است.
💬 «شاید بیشتر از آنکه با دیگران رقابت کنیم، با تصویری رقابت میکنیم که از زندگی آنها در ذهنمان ساختهایم.»
💬 «فهمیدم لازم نیست از همه خبر داشته باشم تا احساس کنم زندگیام ارزشمند است.»
💬 «گاهی چند ساعت دور بودن از شبکههای اجتماعی، بیشتر از ساعتها اسکرول کردن به آدم آرامش میدهد.»
💬 «آرامش شاید از جایی شروع شود که تصمیم بگیری زندگی خودت را زندگی کنی، نه نسخه ویرایششده زندگی دیگران را.»
💬 «دیله گب یادآوری کرد که همه ما داستانی داریم؛ اما فقط جلد کتاب یکدیگر را میبینیم.»